سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

 

با پا زدند بردر و در را صدا زدند
بی اطلاع آمده و بی هوازدند
*
دیدند چون حریف نبردش نمیشوند
دستش طناب بسته به او پشت پا زدند
**
یک عده جاهل متجاهر به فسق هم
لب تشنه آمدند ولی آب را زدند!!
***
یکدسته مس که رنگ طلا هم ندیده اند
تهمت به بی کفایتی کیمیا زدند

****
با جمع نا منظمشان سنگریزه ها
سیلی به روی مادر آیینه ها زدند

 *****
شیطان پرست های به ظاهر خدا پرست
حتی تو را برای رضای خدا زدند!! 
******
تحریف کرده اند تو را تازیانه ها
از بس که حرفهای تو را نا به جا زدند
*******
 حالا که میشود اگر آن سالها نشد
پرسیدن همین که شما را چرا زدند؟؟

منبع : سواد آینه




نوشته شده توسط :مهدی جو (کبری قربانی دشتکی)
 
سه شنبه 86 خرداد 8 5:58 ع
نظرات دیگران [ نظر]


 

دلخوشی

این دلخوشی کجاست که تو زود می رسی؟
در یک پگاهِ جمعه ی موعود می رسی؟ 

سهراب مُرد، رستمِ بیچاره سکته کرد
آیا شما همیشه چنین زود می رسی؟! 

بعداز سه بار جنگ جهانی و قتل عام
در بدترین زمانه ی موجود می رسی!!

 اخبار گفت: منتظر مقدم توائیم
او در ادامه اش که نیفزود می رسی 

این فرش از جوانی خود بود منتظر
وقتی که مُـرد قالی و٬ فرسود می رسی!

 تا بود ناز کردی و پیشش نیامدی
حالا که شاعرت شده نابود٬ می رسی 

آقا! جسارتاً به شما عرض میکنم:
باور نمی کنم که شما زود می رسی

از اشعار حجة الاسلام جعفری- وبلاگ سواد آینه





نوشته شده توسط :مهدی جو (کبری قربانی دشتکی)
 
سه شنبه 85 آذر 21 10:48 ص
نظرات دیگران [ نظر]


 

 زبانی در دهان از فلسطین راز می گوید
زبانم از فلسطین ، قصه های تلخ وشیرین،
خاطرات زشت وزیبا باز می گوید
من از خاک فلسطینم

من از«غزه » من از «حیفا»،‌ من از «قدس»م

ز«رام الله »خونینم

ز«نابلس »،«نهراردن» ،«اورشلیم » و«الخلیل» و«دیریاسین»م

نهالی ریشه در خونم

جوانی از فلسطینم

جوانم ، از غرور وشور ، سر شارم

به دستی شاخه ی زیتون

- نشان صلح -

ودست دیگرم بر ماشه ی گرم مسلسلهای سنگینم

                                                          -          نشان کین -

نبرد آتشین ،‌دینم

ستیز ورزم آیینم

همیشه بسترم ، شن زار و سنگستان خاک میهنم بوده ست

به هنگام نیایش ، در دل محرابی از سنگر

نمازم را به شب ، آهسته می خوانم

نمازی سرخ !

نمازی رکعتش کوتاه ، وردش خون ،‌

اذانم بانک شلیکم

که از گلدسته سنگر

 سکوت خسته وهم آور شب را به آتش می زند بر هم

 

بهوش ! ای گوشهای تشنه ی فریادهای خسته وخاموش

بهوش ! ای قلبهای پاک وانسان دوست

 زبانی در دهان از فلسطین راز می گوید

 

                       هر وبلاگ درسهای خون وحماسه را دوباره تکرار می کند  

                          -   هر وبلاگ -

                               *   یک فریاد *

                                                     

تهران ، چهارراه ولی عصر ، پارک دانشجو ( به اطلاع می رساند به منظور هماهنگی با دوستان هیئت بلاگ مکان تجمع از میدان انقلاب به چهارراه ولی عصر ، پارک دانشجو تغییر یافت ) ساعت 10

قم : میدان روح الله ساعت 10 صبح

 با تشکر : دفتر توسعه وبلاگهای دینی -یوسف.پارسی بلاگ .کام     




نوشته شده توسط :مهدی جو (کبری قربانی دشتکی)
 
پنج شنبه 85 مهر 27 12:26 ع
نظرات دیگران [ نظر]


لیست کل یادداشت های این وبلاگ