سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

 

هشت سال پیش ازدواج کردیم و هشت بار رفتیم باب الجواد علیه السلام آقا را قسم دادیم به ما جواد عنایت کنه.

حالا که عنایت کرد، مادر جواد فقط یک روز مادری کرد، جوادش را بغل کرد، شیرش داد و رفت پیش امام جواد علیه السلام.

نویسنده‌ی این وبلاگ، رفیق و همدل و همراه و همسرم بوی پیراهن یوسف گرفت و رفت... .

صفحه شخصی من در گوگل‌پلاس: https://bitly.com/imostafa

این هم عکسهای جواد ِ‌ بابا!


آب فرات و تربت کربلا را که مزمزه کرد، حسین حسین شور گرفتم و کمکش کردم تا سینه‌ بزند...


از طرف همسرم





نوشته شده توسط :مهدی جو (کبری قربانی دشتکی)
 
پنج شنبه 91 دی 7 4:50 ع
نظرات دیگران [ نظر]


 

برای نوشتن وانتخاب یک موضوع ابتدا باید بدانیم، چه می‏خواهیم بگوییم ،باید اندیشید حرف‏ها وپیام‏ها را در کدام قالب محتوایی ریخت‏؟ افراط در متن‏های ادبی و احساسی دینی که خودم هم به آن دچار هستم، باعث یکنواختی در مطالب وبلاگ می شود و نتیجه آن کاهش مراجعه و روحیه انتظار و همچنین عدم انگیزه برای مراجعه بعدی به وبلاگ می شود.
نوشتن یک وبلاگ مهدوی نیاز به آشنایی واعتقاد قلبی به مفاهیم دینی دارد. بنابراین مطالبی که از پشتوانه علمی و عملی قوی برخوردار نباشند، نه تنها تاثیری در مخاطبان نمی گذارد بلکه باعث پوچ شدن هدف بلاگر می شود.
هدف یک معتقد و پیرو امام زمان(عج) از وبلاگ‏نویسی باید تاثیر گذاشتن و داشتن نیروی جاذبه دینی در محتوا وبلاگ باشد.وظیفه ورسالت وبلاگ نویسان مهدوی باید شناساندن امام زمان (عج) ونهادینه نمودن فرهنگ مهدوی در جامعه می باشد .
بدیهی است که یکی از لوازم فرایند نهادینه شدن فرهنگ مهدوی، توسعۀ اعتقادات وارزشهای مهدویت ویا به عبارتی ، شناساندن امام عصر (عج) و وظایف منتظران آن حضرت از طریق توسعۀ وبلاگهای دینی و مهدوی می باشد. پیامبر گرامی ما حضرت محمد (ص) در این باره فرموده‏اند: هر که امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

بلاگرهای مهدوی به عنوان سربازان امام زمان (ع) نباید حتی یک لحظه سنگر وبلاگ را خالی بگذارند ، نبردامروزی ما در جبهۀ اینترنت با مورد هدف قرار دادن اهداف دشمنان که همانا اعتقادات پوچ و شبهات دینی آنهاست، به پیروزی نزدیک است است ، ما باید پیرو بزرگانی همچون مطهری ها باشیم، با ایمان وبا قلم می‏شود با آسیب‏های وارد شده بر دین از سوی دشمنان مقابله کرد و پیروز شد. فقط یک بسم‏الله می‏خواهد و مدد از آقا... همین. خداوند هر که را بخواهد عزت می‏بخشد و هر که را بخواهد خوار و ذلیل می‏کند.

***به امید روزی که اینترنت جهانی تبدیل به مسجد جهانی شود .***




نوشته شده توسط :مهدی جو (کبری قربانی دشتکی)
 
جمعه 86 شهریور 9 6:0 ص
نظرات دیگران [ نظر]


 

مقام معظم رهبری در کهف الشهدا - شهدای گمنام ولنجک تهرانچند روز پس از تدفین ۵ شهید گمنام در کهف الشهداء ولنجک تهران، وقتی خبر رسید رهبرمان خلوت خود را برای لیله الرغائب (شب جمعه اول ماه رجب، ۲۸ تیر) آنجا گزیده اند، دلهای عاشقان به سوی این مکان پرکشید.
در سالهای متمادی هر زمان پیکر مطهر شهدای گمنام به شهرمان وارد شده اند، فضا بوی شهدا، انقلاب، امام و اسلام ناب گرفته است. خصوصا این بار با حضور خاص ولی امر در کهف الشهدا، مزار این شهیدان پیام های رمزآلودی در خود نهفته است.
وبلاگ نویسان متعهد و انقلابی که انتشار اخبار و عکس حضور رهبری در کهف الشهداء ابتدا به نام آنان رقم خورد، در آستانه مبعث پیامبر اکرم(ص) بر آن شده اند که دعای ندبه را آنجا (کهف الشهدا) برگزار کنند.
در این مراسم روح بخش که به یاری اهالی ولنجک برگزار می شود، دکتر الهام سخنگوی دولت سخنرانی خواهد کرد.
 
هر کس که پیمان ولا دارد بیاید            هر کس هوای کربلا دارد بیاید

زمان: جمعه ۱۹ مرداد ساعت ۶ صبح  

مکان: ولنجک- انتهای بلوار دانشجو- بالاتر از خیابان البرز- کهف الشهداء (آرمگاه ۵ شهید گمنام دفاع مقدس)

* سرویس رفت برای خانواده ها و خواهران و برادران وبلاگ نویس، صبح جمعه، ساعت ۵ در دو محل مستقر می باشد:  

۱- میدان انقلاب- ضلع شمالی- ابتدای خیابان کارگر شمالی
۲- میدان امام حسین- ضلع غربی- ابتدای خیابان انقلاب




نوشته شده توسط :مهدی جو (کبری قربانی دشتکی)
 
دوشنبه 86 مرداد 15 1:42 ع
نظرات دیگران [ نظر]


 

سلام مثل اینکه همین دیروز بود که با نام مقدست آشنا شدم یادت هست آقا همان دیروز را می گویم همان روزی که با شنیدن نامت در این که در پشت پرده غیبت به سر می بری و من در  خانه در اتاق در حیاط  دنبال شما بودم  و فکر می کردم تو پشت پرده اتاقمان هستی  شاید همان روزها به این طرز تفکرم می خندیدی و خواهرم که از اینکه من اینگونه دنبال شما می گشتم می خندید و می گفت او که اینجا نیست یعنی ما نمی تونیم اونو ببینیم خیلی ناراحت شدم  ....ولی خیلی دلم تنگ شده برای آن دیروزها که از من وتو خاطره به جا مانده نمی دانم یادت هست یانه ولی میدانم که تو من را  فراموش نکردی و نمی کنی ! حال چه می خواهم بگویم  واز کجا بگویم :آقا حالا بزرگ شدم وباز هم نمی دانم کجا هستید پشت پنجره های تنهایم که برای خدا نامه می نوشتم پشت پرده اتاق قدیمیمان پشت هفت دیوار ...می دانم که انجا بازهم ، هوای باز نیامدنت است ، این را می دانم که شما هر جا هستید پیش مادر تان هستید همیشه فکر میکنم اون شخص بزرگی که فقط با نامش اشنا هستم  ناراحت است بعضی شبها که می خواهم بخوابم یاد شما هستم که الان برایمان گریه می کنی یا به خاطر ما نماز شب یا قرآن می خوانی ، حال برایم  مهم نیست که کجا هستید مهم این است که حالتان خوب باشد و از ما راضی...  فقط گریه نکن چون اینجا کسی به فکر تو نیست... امان از پرده های دروغ وغیبتی که برای خودمان بستیم  ... شاید آن روزها می خواستی به من بگویی که پرده گناهان نمی گذارند که مرا ببینید .... وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند نباید باد ...مثل همیشه حرفهای آخرم و آخر حرفهایم را بابغض می خوانم عمریست  لبخندهای خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادا .... اما در روزهای تقدیر روزی هست به نام روز مبادا آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز... روزی شبیه فردا روزی درست مثل  همین روزهای ماست اما کسی چه میداند شاید امروز روز مبادا باشد... روزهای بی تو نباید باد ...  روزهایی که دعوت دیدار های کوتاه ازپشت هفت دیوار ، دیوار ها ی کوتاه وبلند دیوارهای شیشه ای شفاف ، دیوارهای فاصله بسیارند دیوار های تو همه آیینه اند و آیینه های من همه دیوار ...

التماس دعا
 مهدی جو




نوشته شده توسط :مهدی جو (کبری قربانی دشتکی)
 
شنبه 86 خرداد 19 4:17 ع
نظرات دیگران [ نظر]


لیست کل یادداشت های این وبلاگ